پژوهش اضافه مي‌كند 84.5 درصد شركت‌كنندگان امكان رشد و پيشرفت خود را در خارج از كشور بيش از داخل ميسر مي‌دانستند. البته تحليل در سطوح سازماني نسان مي‌دهد مديران ارشد بيش از مديران مياني و كاركنان امكان رشد در داخل را ميسر مي‌دانند.

به گزارش پایگاه خبری مردمی ها ،   ۷۷ درصد شاغلان به دنبال مهاجرت هستند

نتايج يك پژوهش پيرامون اثر محدوديت‌هاي اينترنتي چهار ماهه اخير نشان مي‌دهد، عدم دسترسي كاربران به شبكه‌هاي اجتماعي منجر به تعديل نيروي انساني شركت‌ها، كاهش حقوق و دستمزد، توقف برنامه‌هاي توسعه‌اي و در نهايت افزايش نااطميناني از آينده شده است.

اين مطالعه كه توسط استارتاپ خدمات كاريابي «جاب ويژن» انجام شده، نشان مي‌دهد از ميان ۴۰۰ بنگاه كوچك و بزرگ كه مورد مطالعه قرار گرفته است، ۴۳ درصد از بنگاه‌ها به دليل محدوديت‌هاي اينترنتي اخير، بيشتر از نيمي از برنامه‌هاي جذب و استخدام خود را متوقف كرده يا به تعويق انداخته‌اند. در ضمن حدود ۸۰ درصد سازمان‌ها، برنامه‌هاي جذب و استخدام خود را كاهش داده‌اند. ۴۵ درصد از بنگاه‌ها يا كسب و كارهايي كه به اينترنت وابسته‌اند، تصميم به كاهش پرداختي‌شان به كاركنان گرفته‌اند يا مجبور به پرداخت با تاخير دستمزدها شده‌اند.

يافته‌هاي اين مجموعه نشان مي‌دهد از هر ۵ سازمان يك سازمان بيش از ۳۰ درصد نيروي كار خود را به علت نابساماني اوضاع كسب و كار در اثر محدوديت‌هاي اينترنتي اخير تعديل كرده است. داده‌هاي جاب‌ويژن نشان مي‌دهد در حالي كه هنوز مدت طولاني از فيلتر شبكه‌هاي اجتماعي نگذشته، از هر ۵ نفر يك نفر كار خود را از دست داده است. ۱۶ درصد شاغلان هم انتظار دارند به زودي از كار اخراج شوند.

در اين ميان محدوديت‌هاي اينترنتي بيشترين آسيب را به طراحان گرافيك و موشن‌گرافي زده است. متخصصان ديجيتال ماركتينگ و سئو، بازرگاني و تجارت، مدير محصول و توليد محتوا هم در رده‌هاي بعدي قرار دارند. داده‌هاي موجود نشان مي‌دهد در محدوديت‌هاي اينترنتي اخير، مشخصا فيلترينگ اينستاگرام تاثير عميقي بر زندگي افرادي داشته كه از اين شبكه اجتماعي محبوب ارتزاق مي‌كرده‌اند. به ‌طوري كه بيش از نيمي از اخراج‌ها به شكل مستقيم نتيجه محدوديت دسترسي به اينستاگرام بوده است. در ضمن اينكه نزديك به ۸۰ درصد از كساني كه كار خود را از دست داده‌اند، باور داشته‌اند كه محدود شدن دسترسي همگاني به اينستاگرام، دليل اصلي اخراج‌شان بوده است.

۷۷ درصد شاغلان دنبال مهاجرت

در اين ميان داده‌هاي نگران‌كننده‌اي در مورد تمايل به مهاجرت منتشر شده كه در اريبهشت سال جاري مورد مطالعه قرار گرفته بود. يعني پيش از بروز ناآرامي‌هاي اخير، بنابراين مي‌توان گفت كه وقايع اخير تشديد‌كننده آمار موجود است.

اين مطالعه مربوط به كار مشترك رصدخانه مهاجرت ايران و جاب ويژن است كه در ارديبهشت ماه اقدام به بررسي وضعيت مهاجرت از نگاه كاركنان و كارفرمايان كرده‌اند. در اين مطالعه ديدگاه بيش از ۶ هزار مورد مطالعه قرار گرفته است. بر اساس اين مطالعه ۷۷ درصد از شاغلان در بخش‌هاي مختلف كسب وكار تمايل زياد يا خيلي زيادي به مهاجرت داشتند.

داده‌هاي موجود نشان مي‌دهد، تمايل به مهاجرت برمبناي افزايش سطح سازماني افراد متغير است؛ يعني عمدتا افرادي كه سطح سازماني بالاتري قرار دارند تمايل كمتري دارند، اما به‌ طور كلي تفاوت چنداني ميان سطوح سازماني مختلف وجود نداشته است.

تمايل ۵۰ درصد زنان به مهاجرت

بر اساس داده‌هاي موجود تمايل خيلي زياد به مهاجرت در ميان زنان ۵۰ درصد و در ميان مردان ۴۷ درصد بوده است كه نشان مي‌دهد، تفاوت تمايل بين زنان و مردان بيش از ۶ درصد نبوده است.

وضعيت تمايل خيلي زياد به مهاجرت در ميان افراد مجرد و متاهل هم تفاوت زيادي نداشت. اين داده‌ها نشان مي‌دهد افراد مجردي كه تمايل زيادي به مهاجرت دارند ۴۹ درصد و تعداد افراد متاهل ۴۸ درصد بوده است. در اين ميان وضعيت تمايل به مهاجرت به تفكيك تحصيلات نشان مي‌دهد تمايل به مهاجرت در ميان فارغ‌التحصيلان دكترا اندكي كمتر از ساير گروه‌ها بوده است، اما به ‌طور كلي تفاوت چنداني در بين سطوح مختلف تحصيلي وجود نداشته است.

تمايل كاركنان دولت به مهاجرت

تمايل مهاجرت به تفكيك نوع سازمان، تجربه شغلي، بخش اقتصادي، محل استقرار سازمان و اندازه سازمان نشان مي‌دهد كه تمايل به مهاجرت خيلي زياد در عمده گروه‌ها بيش از ۴۵ درصد بوده است و در برخي از ۵۰ درصد نيز فراتر رفته است. درضمن تمايل به مهاجرت خيلي كم زير ۵ درصد و بين ۱٫۸ تا ۴٫۳ متغير بوده است. در اين بين نكته قابل تامل اينكه بخش عمومي دولتي بيش از ساير بخش‌هاي خصوصي و نيمه خصوصي صنعت يا توليد يا حتي خدمات و مشاوره تمايل به مهاجرت داشتند. در اين ميان بخش خصوصي كمتر از ساير گروه‌ها تمايل به مهاجرت داشتند.

داده‌هاي موجود نشان مي‌دهد، وضعيت تمايل به مهاجرت به تفكيك سابقه شغلي نيز بسيار قابل تامل است. دو گروهي كه بيشترين و كمترين سابقه فعاليت را دارند بيش از دو گروهي كه سابقه‌اي بين ۴ تا ۱۰ سال دارند، تمايل به مهاجرت دارند.

 

شهرستاني‌ها بيشتر دنبال مهاجرتند

در ضمن آنهايي كه در تهران زندگي مي‌كنند حدود دو يا سه درصد كمتر از ساير ساكنان شهرهاي بزرگ و حتي مناطق ديگر تمايل به مهاجرت دارند. ميزان تمايل در تهراني‌ها در ارديبهشت ماه ۴۷٫۶ درصد و براي ساير شهرها ۵۱٫۷ بوده است.

در جريان بررسي وضعيت تمايل به مهاجرت به تفكيك اندازه سازمان نشان مي‌دهد، تمايل به مهاجرت به تفكيك اندازه سازمان معنادار نيست. به تعبير ديگر هر چقدر اندازه سازمان بزرگ‌تر باشد تمايل كمتر نمي‌شود يا برعكس. در ضمن بيش از ۵ درصد بين افرادي كه بيشترين تمايل به مهاجرت را دارند در گروه‌ها مختلف فرقي ديده نمي‌شود.

چرا مهاجرت مي‌كنند؟

داده‌هاي موجود نشان مي‌دهد، در آن مقطع آنچه باعث شده بود، همه شركت‌كنندگان تمايل زيادي به مهاجرت داشته باشند، نوسانات قيمت ارز، تورم و شرايط اقتصادي بود. در اين بازه البته از نگاه آنها دغدغه آِينده فرزندان، شيوه حكمراني و رويكردهاي سياسي و شرايط تحريم ايران از ديگر عوامل مهم اثر گذار بر مهاجرت اين گروه بوده است.

در واقع همه گروه‌ها يعني كاركنان، مديران مياني و مديران ارشد همه دغدغه‌اي يكسان داشتند. دغدغه‌هايي كه كماكان پابرجاست. در ضمن اين داده‌ها نشان مي‌دهد شدت اثر عوامل در ميان مديران مياني و كاركنان از مديران ارشد و كارآفرينان بالاتر بوده است. در اين ميان آنچه منجر به تعلل افراد براي مهاجرت بوده است، حضور در كنار خانواده و دوستان بود.

در مقابل همه گروه‌ها در جريان مهاجرت خود مسائلي همچون نظم و قانونمداري جامعه، امكان زندگي شاد با سبك مورد علاقه و سطح حقوق و تناسب آن با هزينه‌ها را موثر مي‌دانستند. آنها همچنين موضوع وضعيت آزادي‌هاي فردي و اجتماعي، داشتن تحصيلات و سابقه كاري در خارج از كشور، شغل مناسب با امكان ارتقا و پيشرفت شغلي و شرايط اخلاقي و مذهبي جامعه را هم دخيل مي‌دانند.

آينده مهاجران

پژوهش اضافه مي‌كند ۸۴٫۵ درصد شركت‌كنندگان امكان رشد و پيشرفت خود را در خارج از كشور بيش از داخل ميسر مي‌دانستند. البته تحليل در سطوح سازماني نسان مي‌دهد مديران ارشد بيش از مديران مياني و كاركنان امكان رشد در داخل را ميسر مي‌دانند.

درضمن از ميان اين ۶ هزار نفر شركت ‌كننده فقط ۱۳٫۳ درصد در آن مقطع اعلام كرده بودند خواهان بازگشت به كشور هستند و ۴۶٫۲ درصد گفته بودند كه تصميم به بازگشت ندارند. در اين ميان ۴۰٫۵ درصد نمي‌دانستند در آينده چه خواهند كرد.