خرداد‌ماه سال گذشته مسعود ستایشی، سخنگوی قوه‌قضائیه خبر از افزایش میزان سرقت‌ها داده بود، همان زمان مرکز آمار ایران هم گزارش داد که میزان سرقت سیر صعودی داشته به‌طوری‌که سرقت بعد از مصرف موادمخدر، دومین جرم عمده در کشور است.

به گزارش پایگاه خبری مردمی ها،  او هم خاطره مردی که با خودروی بی‌ام‌دبلیو دزدی می‌کرد را یادآوری می‌کند: «باتوجه به افزایش قیمت کالاهای اساسی، برخی توان پرداخت ندارند و برخی دیگر هم دزدی برای‌شان سود دارد. پلیس هم کاری نمی‌کند، نهایتاً باید رد مال شود. ماهانه حدود ۳ تا ۳/۵میلیون تومان کسری داریم که ناشی از همین دزدی‌هاست.»

 

افزایش۲ درصدی سرقت مواد غذایی

«میزان سرقت از سوپرمارکت‌ها سال به سال افزایش داشته و از اواخر سال ۱۴۰۰ تاکنون همواره رو به افزایش بوده است.» این را داوود فکوری، رئیس اتحادیه سوپرمارکت و پروتئین به هم‌میهن می‌گوید: «اساساً جزو اصنافی هستیم که ۸۰ درصد کالاهای‌مان در دسترس مردم است. از آنجایی‌که قفسه‌های کالا و یخچال‌های ما در دسترس مردم است همواره ۲ درصد بابت دزد‌بری در نظر می‌گیریم و گزارش‌هایی هم درباره دستگیری افراد در حین دزدی داشته‌ایم.»

او گرانی‌های اقلام خوراکی را در سرقت مواد غذایی مؤثر می‌داند: «اقلام بسته‌بندی که راحت‌تر می‌توان سرقت کرد،‌ بیشتر دزدیده می‌شوند. بیشترین سرقت از یخچال‌ها و قفسه‌هایی انجام می‌شود که از پیشخوان سوپرمارکت‌ها دورتر هستند یا از قفسه‌هایی که بیرون مغازه‌اند. بیشتر دزدی‌ها را زمانی متوجه می‌شویم که دوربین‌ها را چک می‌کنیم.»

آنطور که رئیس اتحادیه سوپرمارکت و پروتئین می‌گوید، میزان سرقت‌ها در دو، سه‌ سال اخیر حدود ۲ درصد افزایش داشته است: «باتوجه به گران‌شدن اجناس خوراکی ما هم با کاهش سرمایه مواجه شده‌ایم و برای خرید اجناس ناچاریم به‌جز سرمایه اولیه مقداری هم از جیب‌مان بگذاریم. دیگر اینکه دزدی‌ها افزایش یافته، یعنی اگر در گذشته فردی دو پاکت خامه را می‌برد امروز تعداد بیشتری در جیب می‌گذارد و می‌رود.»

او بر این مسئله هم تاکید می‌کند که باتوجه به کثرت تردد در سوپرمارکت‌ها و طولانی بودن ساعات کاری، امکان شناسایی سارقان برای فعالان این صنف بسیار کم و فرآیندی زمان‌بر است. شناسایی سارق در صورتی ممکن است که به فردی شک کرده باشند و او واقعاً دست به دزدی زده باشد. بنابر اعلام فکوری،‌ تقاضا برای خرید کالا به صورت نسیه بسیار زیاد است و هرچه فروشگاهی محلی‌تر باشد این تقاضا بیشتر می‌شود، اما پاسخ مثبت به این تقاضاها کمتر شده است: «برخی مناطق شهر مانند پایین‌تر از خیابان انقلاب این تقاضا بسیار بیشتر از قبل شده است. قصد جسارت به مستأجران را ندارم، اما پرداخت هزینه اجناس نسیه برای این گروه معمولاً سخت‌تر است، حالا یا یادشان می‌رود یا هرچه که هست این مسئله مشکل‌آفرین است.»

 

تقویت فرهنگ فقر

سمیه توحیدلو، جامعه‌شناس معتقد است که وقتی روایت‌های کلان جامعه‌ای از فساد بسیار زیاد بوده و تصور می‌شود که دزدی،‌ اختلاس و فساد در سطح کلان زیاد است قطعاً این روایات باعث تسریع در روند تبدیل شدن فقر و بیکاری به بزه می‌شود. او در گفت‌وگو با هم‌میهن به بالاتر بودن نرخ تورم مواد خوراکی نسبت به سایر اقلام در یکی، دو سال گذشته اشاره می‌کند: «به‌صورت متوسط در مواد غذایی ۸۰ درصد و در برخی مواد غذایی ۱۰۰ تا ۱۵۰ درصد تورم داشته‌ایم که در نیمه دوم سال گذشته این مسئله مشهودتر بود. این مسئله برای سبد مصرفی خانوارها در جامعه‌ای که شاهد فقر نسبی حدوداً ۶۵ درصدی هستیم بسیار بزرگ است و هرقدر قیمت مواد خوراکی افزایش یابد، با معضل گرسنگی هم بیشتر روبه‌رو خواهیم بود.»

او ادامه می‌دهد: «افزایش تورم، فقر و بیکاری تاثیری مستقیم بر افزایش بزه ندارد. یعنی نمی‌توانیم بگوییم افراد به‌محض فقیر یا بیکار شدن دست به سرقت یا رفتار خلاف عرف اجتماعی می‌زنند.»

توحیدلو با تاکید بر این موضوع ادامه می‌دهد: «مؤلفه‌های اجتماعی و فردی بر افزایش بزه تاثیرگذارند. مؤلفه‌های فردی همان مسئله‌ای ا‌ست که از آن به‌عنوان وجدان نام می‌بریم که تحت‌تاثیر تربیت‌های فردی، دینی و اخلاقی قرار می‌گیرد، این مؤلفه‌ها می‌توانند مانع ارتکاب بزه شوند. از طرف دیگر زمانی اثر مستقیم فقر و بیکاری بر بزه قابل مشاهده است که آینده چشم‌انداز مثبتی نداشته باشد. یعنی میزان اعتماد و سرمایه اجتماعی در ساختارهای اجتماعی و اقتصادی آنقدر پایین است که افراد احساس می‌کنند شرایط به سمت بدترشدن حرکت می‌کند.»

به گفته این جامعه‌شناس، مهم است که بدانیم آنچه رخ داده، در چه جامعه‌ای بوده است: «یعنی اگر مؤلفه‌هایی مانند بازدارندگی‌های مذهبی، وجدانی،‌ اخلاقی و اجتماعی و چشم‌انداز مردم نسبت به آینده به سمت منفی سوق یابند،‌ می‌توانیم بگوییم تاثیر فقر بر بزه افزایش داشته است.»

توحیدلو تاکید می‌کند که برای تبیین رابطه فقر، بیکاری و تورم با بزه باید به متغیرهایی دیگری هم توجه شود: «میزان درگیری فضای سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری در کشور با فساد یا میزان صداقت این نهادها با مردم،‌ متغیرهای اخلاقی و دینی بسته به فرهنگ یک جامعه مواردی تاثیرگذار بر تبدیل فقر به بزه هستند.»

براساس اعلام او، قانون،‌ اخلاق، دین، گناه‌ و مسائل انسانی همه بازدارنده‌هایی هستند که می‌توانند از وقوع بزه جلوگیری کنند. بنیان جوامع بدون بازدارنده‌ها مخدوش می‌شود. در جامعه ما اما یک‌سری کارکردهای دین از بین رفته، یک دلیل این است که افراد مدعی دینداری بیشتر درگیر خطا شده‌اند، موضوع دیگر مدلی از دین‌داری ا‌ست که در جامعه ما شکل گرفته و باعث شده که بیش از ۸۰-۷۰ درصد جامعه به جدایی دین از قدرت باور داشته باشند. همه این موارد باعث شده که اختلالی در بازدارنده‌های جامعه ما رخ دهد.

به گفته این جامعه‌شناس، بنیان جامعه و نسل‌های جامعه ما بر مسئله دین‌داری و پرهیز از گناه بنا شده، اما به‌تدریج این زیرساخت‌ها از بین رفته درحالی‌که زیرساخت‌های جایگزین هم به سختی وارد فضای آموزشی کشور شده است: «در جوامع دیگر صرف‌نظر از دین، ‌اخلاق یا قانون مورد تاکید قرار می‌گیرد، اما در جامعه ما چنین تاکیدهایی وجود ندارد و به‌همین‌دلیل ‌تحولات اجتماعی با سرعت بیشتری خود را نشان می‌دهند.

بنابراین تا حدود زیادی بازدارنده‌هایی مانند دین و حتی امیدهای ناشی از دین مانند «خدا خودش می‌رساند» که در عرف جامعه ما زیاد بوده،‌ امروز بسیار کمرنگ شده و در چنین فضایی امکان انجام بزه افزایش می‌یابد.» آیا سرقت مواد غذایی باتوجه به فقر و گرانی ناشی از افول اخلاق در جامعه ماست یا مردم تحت فشار شدید معیشتی ناگزیر به این رفتار شده‌اند؟

توحیدلو در پاسخ به این سوال می‌گوید: «بسیاری از خانواده‌ها تنها نانی برای خوردن دارند، یعنی نمی‌توان گفت برای توقعات زیادی که وجود دارد، افراد دنبال کسب منابع بیشتر هستند. وقتی آمار می‌گوید نزدیک به ۴۰ درصد در جامعه فقر مطلق و حدود ۲۰ درصد هم فقر خشن وجود دارد، به‌معنای آن است که اگر مواد غذایی بیش‌ازاین گران شود بسیاری از خانواده‌ها چیزی برای خوردن ندارند. درچنین شرایطی افراد ضروری می‌بینند که به‌نوعی نیاز خانواده خود را تامین کنند. در چنین شرایطی انگ اخلاقی‌زدن به افرادی که درگیر فقر هستند و مرتکب بزه می‌شوند، راحت نیست.»

این جامعه‌شناس بر این هم تاکید می‌کند که نگاه سیاست‌گذار باید مبتنی بر ایجاد رفاه باشد: «در جامعه ما به‌جای رفاه، فرهنگ فقر را تقویت می‌کنند. توصیه کردن فقر و مقدس‌انگاری آن، در جوامع مدرن کارکردی ندارد. حکمران باید به‌دنبال سیاست‌گذاری‌های رفاهی باشد که در جامعه ما این مسئله رخ نمی‌دهد. بنابراین در شرایطی که حکمروایی سیاست ناقصی دارد، مردم براساس مسئولیت اجتماعی باید وارد عرصه شوند.» ‌