اکثریت دولت‌ها که روی کار می‌آیند بخش عمده‌ای از برنامه‌های خود را روی حل و فصل مسائل و مشکلات اقتصادی می‌گذارند و وعده‌‌هایی هم که می‌دهند معمولا رنگ و بوی اقتصادی دارد.

اکثریت دولت‌ها که روی کار می‌آیند بخش عمده‌ای از برنامه‌های خود را روی حل و فصل مسائل و مشکلات اقتصادی می‌گذارند و وعده‌‌هایی هم که می‌دهند معمولا رنگ و بوی اقتصادی دارد. چنانکه اگر نگاهی به دولت‌های پس از انقلاب بیندازیم به‌خوبی می‌بینیم که همه دولت‌ها اقتصاد را به‌عنوان زیربنای اصلی دولت خود قرار داده‌اند.

حتی دولت‌های هفتم و هشتم سیدمحمد خاتمی که با شعارهای سیاسی روی کارآمدند در نهایت عملکرد اقتصادی مثبت و مطلوب آن دولت در اذهان و افکار عمومی ماند و از آن دوره به نیکی یاد می‌کنند. البته این امری طبیعی و اجتناب‌ناپذیر است که دولت‌ها خواسته یا ناخواسته به سمت وعده‌های جذاب و دهان پرکن اقتصادی بروند. چرا که بخش اعظم مطالبات جامعه و کسر قابل‌توجهی از خواسته‌های مردم اقتصادی است و دولت‌ها نیز برای اینکه بتوانند مردم را به خود متمایل کنند و رای مثبت و حمایتی آنها را به‌دست آورند به سمت شعارها و وعده‌های اقتصادی می‌روند. حال اینکه برخی دولت‌ها در عمل به این وعده‌ها به‌صورت نسبی موفق بوده‌اند و برخی حتی به مرز‌های وعده‌های داده شده نیز نرسیده‌اند. جالب اینکه هر دولتی وعده و شعار کمتری داده و بیشتر از گفتار و شعار عملگرایی را در دستور کار خود قرار داده موفقیت بیشتری حاصل کرده و جامعه نیز رضایت بیشتری از آن دولت داشته است. نمونه عینی این مساله را می‌توان حدفاصل سال‌های ۱۳۸۰ تا ۱۳۸۴ در دولت دوم سیدمحمد خاتمی دید که گرچه بیشتر شعارهای سیاسی دولت در جامعه بروز و ظهور داشت، اما عملکرد دولت بهبود نسبی شرایط اقتصادی را به نمایش می‌گذاشت. چه اینکه برآیند دولت خاتمی که همچون نگینی بر انگشتر جمهوری اسلامی همواره باقی می‌ماند رشد اقتصادی ۸ درصد و رشد صنعتی ۱۱ درصد است. شاخص‌هایی که دولت‌های پس از وی تلاش بسیار کردند، اما به این شاخص‌ها دست نیافتند. حتی دولت حسن روحانی که تلاش بسیاری در این عرصه کرد نیز نتوانست شاخص‌های اقتصادی را از یک حدی بالاتر ببرد. هر چند که مسائلی همچون تحریم‌ها تاثیر مستقیم و شگرفی بر عملکرد آن دولت داشت. حال دولت رئیسی که قریب به ۳ سال از روی کارآمدنش می‌گذرد و با شعارهای پرطمطراق و جذاب اقتصادی همچون نصف و تک نرخی کردن شاخص تورم، تک نرخی کردن نرخ ارز، رسیدن به رشد اقتصادی ۸ درصد و… دولت خود را به پیش برده است هنوز نتوانسته آنطور که باید و شاید به آنچه در قالب وعده‌های انتخاباتی اقتصادی خود عمل کند. از همین‌رو است که امروز می‌بینیم تورم طی ۳ سال گذشته به طور میانگین روی ۴۰ درصد، و نرخ ارز نیز فزاینده و تصاعدی رو به رشد بوده است و وعده‌هایی چون تک رقمی کردن نرخ ارز و شاخص تورم نیز با توجه به شرایط فعلی عملکردی دولت به‌نظر امری کمتر دست‌یافتنی است.

دولت رئیسی مشخصا در حوزه عملکرد اقتصادی و به‌ویژه در حوزه ارز عملکرد چندان درخشان و قابل دفاعی نداشته و به روایت ساده دلار را در قیمت ۲۴ هزارتومان از دولت حسن روحانی تحویل گرفته و اکنون در آستانه ۶۰ هزار تومان قرار داده است. هر چند که تا چندی پیش قیمت دلار تا سقف ۷۰ هزار تومان نیز رفت، اما طی چند روز گذشته و به‌خصوص دیروز با یک ریزش ۱۱ هزار تومانی به کانال ۵۹ هزار تومان رسیده است. حال نکته در اینجاست که چه علل و عواملی موجب این مقدار نوسان قیمت ارز می‌شود که به همه حوزه‌ها به‌ویژه کالاهای اساسی و مصرفی تاثیر می‌گذارد. قدر مسلم اگر بخواهیم این مساله را مورد بررسی قرار دهیم باید دو حوزه داخلی و بین‌المللی را در نظر بگیریم و سهم هریک را به طور جداگانه در شرایط فعلی محاسبه کنیم. در حوزه داخلی که به قرائت بسیاری از کارشناسان و صاحبنظران اقتصادی سیاست‌های نه چندان درست ارزی دولت باعث شده تا این نوسان قیمت پدید آید. چنانکه هنوز مدت زیادی از صحبت‌های فرزین؛ رئیس کل بانک مرکزی نگذشته که گفته بود: «قیمت نرخ ارز در بازار آزاد را قبول نداریم.» کارشناسان مختلفی نیز پیش از این مساله عملکرد دولت در حوزه ارز را مورد انتقاد قرار داده بودند. لذا یکی از این امور عملکرد نه چندان قابل قبول دولت در امسال نوسانات ارزی است. اما شاید مساله دوم که تاثیر بیشتری در این مقوله داشته باشد ماجرای اتفاقات بین‌المللی و همچنین تاثیر مسائل سیاسی بر اقتصاد ایران است. به عبارتی سیاست خارجی کشور و اتفاقات بین‌المللی تاثیر مستقیمی بر اقتصاد و به طور مشخص نرخ ارز می‌گذارند. مساله تحریم، حمله اسرائیل به سفارت ایران؛ پاسخ ایران به اسرائیل در قالب عملیات «وعده صادق» و.. تاثیر خود را بر قیمت ارز و نوسانات آن گذاشت. حال نکته اینجاست که آیا این نوسانات در سایر کشورها مثل روسیه که با تحریم اروپا و آمریکا روبه‌رو است هم وجود دارد یا اینکه فقط ایران با این مشکل روبه‌رو است؟ پیش از این برخی کارشناسان اقتصادی در گفت‌وگو با «آرمان ملی» در این خصوص نظراتی داده بودند. مثلا بهمن آرمان گفته بود: «در حدود سی یا چهل درصد قیمت ارز در ایران جنبه روانی دارد و براساس متغیرهای مختلف کم و زیاد می‌شود. در نتیجه در کوتاه‌مدت، میان‌مدت و بلندمدت همه چیز به این بستگی خواهد داشت که ایران چگونه می‌تواند سیاست‌های تنش‌زا را به سیاست‌های تنش‌زدا تغییر وضعیت بدهد. بدون تردید اگر این اتفاق رخ بدهد نرخ ارز در ایران کاهش پیدا خواهد کرد. نکته دیگری که در میان‌مدت برای ایران اهمیت دارد این است که با در پیش‌گرفتن سیاست‌های تنش‌زدا ما می‌توانیم تعداد قابل‌توجهی از پروژه‌های توسعه‌ای کشور را در زمینه‌های مختلف را به نتیجه برسانیم و با ورود سرمایه خارجی و امکان تأمین پروژه‌های توسعه‌ای از طریق بازارهای مالی جهان نرخ بیکاری نیز در کشور کاهش پیدا خواهد کرد.» یا هادی حق‌شناس بیان کرده بود: «به‌نظر می‌رسد که شاخص‌ها با توجه به متغیرهای واقعی اقتصاد و اتفاقاتی که در سال گذشته افتاد و پیش‌بینی اتفاقات سیاسی که در سالجاری می‌افتد که ظرف چند ماه آینده بحث انتخابات آمریکا بین ترامپ و بایدن است و آثارش را در اقتصاد ایران خواهیم داشت و برخی چالش‌های منطقه‌ای، تغییراتی که در نرخ ارز طی یکماه گذشته داشتیم و همچنین نرخ سکه، بخشی از این تلاطم‌ها و تغییرات در سالجاری را همچنان خواهیم داشت.» لذا به‌نظر می‌رسد هر چه در سیاست خارجی با آرامش و تعامل بیشتری حرکت کنیم اقتصاد کشور نیز کمتر دچار تکانه‌ها و تندبادها خواهد بود. اگر مساله برجام در این دولت به خوب پیش می‌رفت و احیا می‌گردید شاید این مقدار دچار نوسانات اقتصادی نبودیم.

* عملکرد دولت موفق نبوده است

یک کارشناس مسائل اقتصادی اظهار داشت: دولت آقای رئیسی برخلاف وعده‌هایی که در زمان انتخابات دادند در زمینه‌های اقتصادی موفق نبودند. البته مسائلی چون تحریم برای دولت‌های گذشته نیز بوده است اما این دولت به‌رغم هماهنگی کامل با سایر قوا و نهادهای حاکمیتی آمار واقعی بر خلاف آمارهایی که دولت به‌صورت گزینشی می‌دهد همه چیز حاکی از عملکرد ضعیف دولت  در این حوزه دارد. علی قنبری به «آرمان ملی» گفت: البته باید گفت در بروز چنین شرایط اقتصادی و ارزی هم مسائل تحریم، هم عدم به نتیجه رسیدن برجام و FATF تاثیر داشته است. متاسفانه با توجه به دارابودن منابع بالا در کشور نتوانستیم به طور درست از این منابع استفاده کنیم. وی افزود: با توجه به جمیع جهات هم عوامل داخلی و هم عوامل بیرونی و بین‌المللی دست‌به‌دست هم داده و چنین شرایطی را به‌وجود آورده که شایسته مردم ما نیست.

منبع : آرمان ملی